ميخواهم سكوت كنم .ميخواهم فرو روم در سكوت سهمگين سنگين خودم .ميخواهم سر در حلقوم خود فرو برم .وبگويم آنچه را بايد نگويم .ونگويم انچه را كه بايد بگويم.
پاييز نرم نرمك آمده است .يه مطلبي در باره پاييز نوشته بودم پاره اش كردم .ياد پارسال مي افتم .كه اين وقتا بيشتر تو كوه بودم .اما امسال مي خواهم بزنم به كمر كش كوهستانهاي كويري ذهن خودم .در صخره هاي ناهموار مغزم .در غارهاي پيچ در پيچ ذهنم .ميخواهم قله هاي فتح نشده خودم را فتح كنم .از ديواره هاي صعب العبور فكرم بالا روم .البته در هر صعودي امكان سقوطي هست.
ياد اون دو نفر مي افتم كه در غار پراو مدفونند .دوست داشتم الان اونجا بودم .
مي خواهم در سكوت شبهاي كويري خويش«بنشينم و صبر پيش گيرم.دنباله كار خويش گيرم »
شايد مدتي سكوت مطلق كنم .روزه سكوت .انگار حق داشته اون بابا -مهر بابا-كه نيم قرن سكوت كرده .اي بابا عجب كاري .سكوت نيز براي خود آدابي دارد .مانند سخن گفتن .نميدانم چطور مردم نميدانند كه سكوت نيز انواعي دارد .با سبكهاي مختلف.سكوت منظوم .سكوت منثور.سكوت گفتاري .سكوت نوشتاري .سكوت در جمع .سكوت درخلوت .با خودت نيز حرفي نزني .سكوت اختياري .سكوت اجباري .مي شود ساعتها از سكوت سخن گفت .يه منظومه نوشت .سكوت نامه
شب
سكوت
كوير
اگر كوير جاييست كه آب نيست ابادني نيست انتهاي زمين است و زمان .يا شايد جايي غير ازين زمين .و اگر شب زمانيست كه روز نيست .تاريكيست .روشنايي نيست .خورشيد نيست .نور نيست .
سكوت را چه نام بايد نهاد ؟
اگر كسي نخواند يا ننويسد و نگويد .شايد همه اينها جمع شود و روزي ....