عاشق تک در ختی هستم در انتهای زمین .

عاشق تک در ختی هستم در انتهای زمان .

عاشق تک در ختی هستم در  عدم .

تک در خت درختی  است تک .

تک درخت در موقع خستگی فقط به خودش تکیه می زند .تک درخت چیزی برای تکیه کردن ندارد .

بعضیها در انتهای وجود به عدم می اندیشند .

کسی که خودش را می کشد از مرگ تقاضای پناهندگی می کند .

خود را کشتن نوعی خودبینی است .

بعضیها با تولد خود را می کشند .

خودکشی نوعی زندگی است .

بعضیها به دنیا نمی آیند تا مجبور نشوند خود را بکشند .

دوستدار آدمیم که نه از مرگ بترسد نه از زندگی .

آدم دوستدار زندگی دو دست دارد دودست دیگر قرض می کند و به آن می چسبد .

آدم تنها ،در تنهایی احساس تنهایی نمی کند .

آدم تنها به شلوغی جمعیت پناه نمی برد .

آدم تنها چشم انتظار کسی نیست .

آدم تنها به دنبال تن ها نیست .

تن ها ،جمع تنها نیست .

حاصل جمع تن ها ،تنها نیست .

تنهایی از حاصل جمع هیچ  واژه ای درست نشده است .

 تنها احتیاجی به تن ها ندارد .

تن ها به تنها نمی اندیشند .

اندیشیدن کار تن ها نیست .

 تن ها باید تنها شوند تا بیندیشند .

تن ها فقط به فکر تن ها  هستند .

............................................

تنها حرفهای ننوشته را می خواند .

شنبه /10:54شب