درد دل با كوه

  

دوستدار بلند ترين قله دنياهستم كه نوك آن در عميق ترين اقيانوس جهان باشد .

دوستدار عميق ترين غار دنيا هستم  که ته آن در مرتفع ترين جای دنياست .

دوستدار كوهيم كه هميشه آدم نوردي مي كند.

دوست دارم  جنازه ام در عميق ترين غار دنيا بيفتد به طوري كه هر گز به ته آن نرسد.

دوستدار كوهيم كه به كسي اجازه ورود ندهد .

دوست دارم در خروجي زندگيم  را در كوه باشم .

دوست دارم در خروجي زندگي در ورودي كوه باشد.

عاشق بلند ترين قله دنيا در انتهاي جاده متروكم .

عاشق  سر دترين كوه در ميان كويرم .

دوستدار قله هاي كويريم .

دوست دارم بزرگترين قله كوير را فتح كنم .

آدم در قله هاي كوير كسي را نمي بيند.

كسي براي كوه نوردي به كوير نمي رود.

دنبال کوهی هستم که وجود ندارد .

 

غروب خورشيد و طلوع كوه .سكوت .بيگانگي كوه تنهايي .صداي تند باد .غارهاي بي ساكن .ساكنين بي غار .قار قار كلاغان .سكوت وحشتناك كوه .بلندي .نگاهي از سر درد .آواز بي صداي كوه براي باز گشت .بي هيچ جوابي .گريستن از سردرد به خاطر اينكه اشكت پايين نمياد.و باد شديد .سكوت سكوت سكوت .به چهار جانب نگريستن .و وداعي تلخ با كوهستان  تا بعد .اگر باشد فردايي .