ديداری در تنهايی

آمدم حال تو را از در و ديوار بپرسم

ای سفر کرده جاويد من ،ای مادر خوبم

آمدم باز در اين کلبه که با دولت اشکی

هاله ی  گرد غم از چهره ی هر پرده بروبم

آمدم بر غم بی مادريم زار بگريم

آمدم باز که سر بر در اين خانه بکوبم .

...........

ای سفر کرده ی من  جای تو خالی

باز با خاطره ها پای در اين خانه نهادم

بی تو اين خانه غم آباد زمانه است

هر کجا می نگرد ديده آلوده به اشکم -

از توو رنج تو و ياد تو ،بسيار نشانه است

..........

مادر ای مادر خوبم

خانه ی خلوت و غربت زده ات سخت غمين است

اينک اينجا پسرت با غم تو خاک نشين است

مادر ای خانه جاويدتو آباد  ندانی ـ

که من از دوری تو خانه خرابم

بی تو خود با خته ای خاک نشين  نقش بر آبم

دست افشانده زجان در پی تو پا به رکابم

..........

آه ای ظلمت سنگين پر اندوه !

نيک دانی که چه شبها لب او گرم دعا بود

آه ای خانه متروک غم آلوده  گواهی ـ

 که به هر لحظه به لبهای  زنی غمزده  گلبانگ خدا بود

وای وای  ای در و ديوار  که اين گونه خموشيد بدانيد ـ

آنکه کوچيد از اين خانه به سر منزل جاويد ـ

پای تا سر همه آيينه ايمان و صفا بود

..........

آمدم تا که به ياد تو شبی زار بگريم .

تا به سوک تو زدل ناله بر آرم

آمدم تا که زداغ تو در اين باغچه ها لاله بکارم

تا که شرح غم بی مادريم را ـ

به فضا و در و ديوار بگويم

..........

آمدم باز که سر بر در اين خانه بکوبم

آه ای مادر خوبم 

 

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
عسل

هیچ وقت همه چیز اونجور نیست که ما میخوایم .......بهت اقتخار میکنه ....روحش شاد..........................!!!

aseman

سلام.... قبلآ بهت گفتم : اين تنها جسم خاکيه که متوقف ميشه مادر حضور داره اگر به عنوان روح اون رو بپذيری .... من از اينجا به مامانت روزش رو تبريک ميگم و به تو به خاطر نوشته های قشنگت . به يادت هستم

shervin

متاسفم...تا بعد...بدرود