/ 6 نظر / 6 بازدید
سعيد

در شبِ آسايشِ ماه، کنجِ پستوي خيس از عطر شب‌بوها، پشت نقابِ غبارآلود خاطره ها، تصويري از درنگ را نقاشي ميکنم دوست عزيزم سلام وبلاگ زيباو قلم توانمندي داريد ... برايتان موفقيت بي پايان آرزو ميکنم يه سري هم به من بزن مطمئنم خوشت مياد.. راستي اگه دوس داشتي با هم تبادل لينك كنيم خبرم كن.

آهو شاه

سلام مرسی از حضور صميمانه تون آب زلال و برگ گل بر آب ماند به مه در برکه ی مهتاب وین هر دو چون لبخند او در خواب

هستی

به مرگ به زندگی به روزا و لحظه هايی که داشت و لحظه هايی که می تونست داشته باشه تو کوه... شايد حيف! و شايد راحت ترين نفس! و شايد لبخند... از شوق مرگ؟ يا غم انگيز تر از...؟

ری را

سلام کجايين؟ آپ نمی کنين!!

...

نمی دونم بگم خدایا ..... حالش خوب باشه یا بگم چرا نباید یه ذره معرفت داشته باشه لا اقل بیاد بگه خودم نمی خوام که باشم . و البته شما مختاری به بودن یا عکسش با دلیل یا بی دلیل با خبر یا بی خبر اما تو رسمه دوستی با مراماش بی خبر نمیرن و می دونم جوابتو که ادعایی نداری!! و شاید اینجا جایه این حرفا نیست. این حرفا ماله همونجاییه که آدما هستن که باشن و شاید فقط فکر می کنن که هستن. نه جایی که دیر یا زود رفتنی هم هست! و شایدهم ماله اونجاییه که آدما آدمن نه یه تصویر و نه یه جمله و نه یه احساس!! خیالی نیست با مرام! من همون میگم خدایا...

احسان

سلام اميدوارم هميشه موفق باشی